سيد علي اكبر قرشي
5
قاموس قرآن ( فارسي )
كه مراد شهر لوط است و در آيهء ديگر به آن قريه گفته * ( وَنَجَّيْناه مِنَ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ تَعْمَلُ الْخَبائِثَ ) * انبياء : 74 . وانگهى « مدن بالمكان مدونا » بمعنى اقامت در مكان است به شهر از آن مدينه گويند كه محل اقامت مردم است . خلاصه : ميان قريه و مدينه فرقيكه قابل اعتماد باشد بدست نيامد و حتى بقريهء اصحاب سبت كه امر بمعروف كنندگان در آن بودند قريه گفته شده * ( وَسْئَلْهُمْ عَنِ الْقَرْيَةِ الَّتِي كانَتْ حاضِرَةَ الْبَحْرِ ) * اعراف : 163 . بلى مىشود از استعمال قرآن بدست آورد كه مدينه بمعنى آبادى بزرگ و شهر است و قريه اعمّ مىباشد . و اللَّه العالم . قسورة : شير . * ( كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ . ) * * ( فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ ) * مدثّر : 50 و 51 . گويا آنها خران رميدهاند كه از شير فرار كردهاند ، قسورة جمع قسور نيز آمده بمعنى صيّاد تيرانداز ولى در آيه بقرينهء « حمر » ظاهرا شير مراد است . قسّيس : عالم نصارى . در الميزان فرموده : قسيّس معرّب « كشيش » است در مجمع از زجّاج نقل شده : قسيّس و قسّ از رؤساء نصارى است و قسّ در لغت بمعنى نميمه و نشر حديث است . در اقرب الموارد گفته : با واو و نون جمع بسته مىشود براى تغليب جانب وصفيّت بر اسميّت . * ( ذلِكَ بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسِّيسِينَ وَرُهْباناً وَأَنَّهُمْ لا يَسْتَكْبِرُونَ ) * مائده : 82 . رأفت نصارى بر مسلمين براى آنست كه عدّهاى از آنها قسّيس و راهباند ( و كلام حق را براى مردم افشاء ميكنند ) و نيز تكبّر و خود پسندى نمىنمايند ، ناگفته نماند قسّ در لغت بمعنى سخن چين و چرانيدن خود آمده است شايد مراد از آن معناى دوم يا معناى اول باشد بمناسبت نشر حديث بوسيلهء آنها . اين لفظ فقط يك بار در قرآن آمده است . راغب اصل آن را جستجو كردن در شب گفته است . قِسْط : ( بكسر - ق ) عدالت . و آن از مصادرى است كه وصف واقع شوند مثل عدل گويند « رجل قسط »